دوشنبه 14 اردیبهشت1388
بعد از این جای وفا با تو جفا خواهم کرد...
آقا٬ من پريشب بعد از مدتها خواب دیدم٬ حالا چی؟ خواب دیدم به یه مجلس شب شعری دعوت شدم٬ همه می رفتن رو سن و یه شعری می خوندن و ملت هم تشویقش می کردن٬ منم مثل بقیه کنار دوستام نشسته بودم و تشویق می کردم که یهو اسممو صدا کردن واسه خوندن شعر. اولش گفتم حتما اشتب شده، من كجا شعر كجا، من همش بوي نفت و گاز ميدم، شعرم كجا بود...اما ديدم برو بچ ميگن برو و همه هم دارن تشويق قبل از شروع مي كنن. آخرش منم با کلی خجالت رفتم بالا. با هول ميكروفون گرفتم دستم، يا مقسوم عليه! يا مشهد! يا قم! حالا چي بخونم؟ مجلس هم ساكت شده و منتظر تلاوت منه...يه هو یه شعری اومد رو زبونم..."بعد از اين، جاي وفا، با تو جفا خواهم كرد..." آقا اينو خوندم و شعر تموم شد. يه لحظه سكوت و بعد مجلس رفت هوا. همه تشويق و سوت و كف و ....صبحي كه بيدار شدم فقط يه مصرعش، هموني كه بالا نوشتمش يادم مونده بود...ديروز وقت نكردم اما به يكي دو نفر اس ام اس دادم كه اين شعر از كيه؟ كسي نميدونست. امروز وسط يكي از دوره هاي نرم افزاري تو يه شركت، كه تايم استراحت بود، همونجا پشت اينترنت رفتم Google و Search اش كردم...
بعد از این جای وفا با تو جفا خواهم کرد
سفر از کوی تو چون باد صبا خواهم کرد
همچو تو یکسره من ترک وفا خواهم کرد
ترک سجاده و تسبیح و َردا خواهم کرد
از تو ای عهد شکن عهد شکستی که مرا
شکوه ات گر برسد پیش خدا خواهم کرد
از طبیبان جفا جوی نگیرم درمان
درد خود را به می ناب دوا خواهم کرد
به قضا گر که شبی حاکم این شهر شوم
خون صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد
زاهدا به کوری چشم تو و شیخان دگر

