تو طالع بینی چینی، هر سالی با یک حیوان مشخص می شه. ویژگیهای این حیوون و چند تا فاکتور دیگه، شخصیت متولد آن سال رو مشخص می کنه. بعلاوه، معمولا تو فرهنگ های مختلف، حیوونا سمبل یک رفتارن، مثلا ما خودمون هم واسه تعریف از یه کسی یا مسخره کردن رفتارش، طرفو با اسم یه حیوون صدا می کنیم، روباه، گرگ، موش، گاو، مار و علی الخصوص خر. آدم هایی که هر جور بتونن می خوان از آدم بکنن و رحم هم نمی کنن، گرگ اند. آدم هایی که حتی سلامشون هم بی طمع نیست و تمام ارتباطاتشون بر محور دودر کردن و شیره مالیدن سر ملت می گذره، روباهند و همینطور الی آخر. اما این روزها خر کم شده. خرها شفاف اند، اهل ریا نیستند. حتی اگه به همه چیز گند بزنن از خر بودنشونه و قشنگ معلومه که چی کار دارن می کنن. وقتی با یه خر طرفی روشنه که پشم و پیله ای وجود نداره. نفاقی تو کار نیس. یه آدم خر هر چی ته دلش باشه بهت میگه...ولی ظاهرا تو جامعه ما مدام باید همه چیز رو پنهون کنی، باید ادا در بیاری، به وقتش باید فیلم بازی کنی، نباید واقعیت ها رو بگی، تو این جامعه همش در حال بازی بی پایانی با آدم ها و محیط اطراف و حتی خودت هستی. خلاصه اوضاع جامعه طوریه که خر بودن اصلا به صرفه نیست. دلتنگ یه خر واقعی ام. به قول شاعر "خَرَم آرزوست". آدمی که نقاب های رنگارنگ نداره، خود خودشه...
چهارشنبه 25 اردیبهشت1387

