تبليغاتX
چرکنویس

جمعه 27 مهر1386

نیما! غم دل گو.

نیما غم دل گو كه غریبانه بگرییم

سرپیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم

من از دل این غار و تو از قله آن قاف

از دل به هم افتیم و به جانانه بگرییم

دودیست در این خانه كه كوریم ز دیدن

چشمی به كف آریم و به این خانه بگرییم

آخر نه چراغیم كه خندیم به ایوان

 شمعیم كه در گوشه كاشانه بگرییم

من نیز چو تو شاعر افسانه خویشم

بازآ به هم ای شاعر افسانه بگرییم

از جوش و خروش خم وخمخانه خبر نیست

 باجوش وخروش خم وخمخانه بگرییم

با وحشت دیوانه بخندیم و نهانی

 در فاجعه حكمت فرزانه بگرییم

با چشم صدف خیز كه بر گردن ایام

 خرمهره ببینیم و به دردانه بگرییم

بلبل كه نبودیم بخوانیم به گلزار

جغدی شده شبگیر و به ویرانه بگرییم

پروانه نبودیم در این مشعله باری

 شمعی شده در ماتم پروانه بگرییم

بیگانه كند در غم ما خنده ولی ما

با چشم خودی در غم بیگانه بگرییم

بگذار به هذیان تو طفلانه بگرییم

ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم


•  

جمعه 27 مهر1386

جدی میگم!

زندگی مال من نیست. زندگی مال بقیه است. خوشی و ناز واسه بقیه ست. من همیشه باید بجنگم٬ نکنه که ببازم. من همیشه باید مبارزه کنم. خوشی من همین مبارزه با مشکلاته...

•  

پنجشنبه 26 مهر1386

صادرات غیر نقتی، اینبار مولانا جلال الدین مولوی!

دریغ و درد که گویی در این بلوای سیاست و درگیری ایران با بحران‌های ریز و درشت داخلی و خارجی، تاریخ و فرهنگ این سرزمین هم به یغما می‌رود و ساکنان این خانه صم ‌و بکم چونان انسان‌های مسخ‌شده، تاراج میراثشان را به نظاره نشسته‌اند. دیرزمانی نیست که از رهگذر ورود ایران به چالش‌های جهانی و از میان آن همه تنش‌های جانکاه و طاقت‌فرسا برای ملت ایران، کشورهای پیرامونمان پلی ساخته‌اند به سوی پیشرفت و تحول!                                              
گویی هرچه ایران بیشتر درگیر جدال‌های جهانی می‌شود، مرکب آنها پرشتاب‌تر می‌شود. نگاهی به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بیندازید. همان‌ها که قرن‌ها زیر سایه ایران با اندوه و حسرت می‌زیستند و امروز به لطف تحریم‌های ایران و با پول ایرانیان آن بیابان‌های برهوت و لم‌یزرع را به فستیوال آسمان خراش‌ها تبدیل کرده‌اند و اکنون این ماییم که باید از سرعت تحول در آن شیخ‌نشین‌های بی‌آب و علف غرق تحیر شویم و با حسرت سر تکان دهیم!                                            

دیگر شاید ساده‌انگارانه باشد چنانچه بگوییم کشورهای منطقه خواهان حل و فصل مسائل ایران در معادلا‌ت جهانی‌اند، زیرا در این صورت دیگر چه دلیلی برای خروج کرور کرور ثروت از این سرزمین برای سرمایه‌گذاری در شیخ‌نشین‌هایی است که ساختن یک نیویورک در کنار گوش ایران، رویاهای بلندپروازانه آنها را شکل می‌دهد؟                                            

حسرتمندانه به تماشای حرکت پرشتاب شیخ‌نشین‌های کوچک خو کرده بودیم که همسایه‌ای دیگر که اتفاقا او نیز از بحران‌های متعدد ایران در سالیان گذشته برای سروسامان دادن به اقتصاد ورشکسته‌اش کم بهره نبرده بود، در اوج بی‌عملی مسوولا‌ن ایران شوخ‌چشمانه به تاراج میراث فرهنگی سرزمینمان آمد! ترکیه مدت‌زمانی است در یک راهزنی آشکار تاریخی و فرهنگی درصدد معرفی مولا‌نا به عنوان یک شاعر ترک به جهانیان برآمده است.                                          

تصویر دردآوری که همسر رجب طیب اردوغان را در حال هدیه دادن مثنوی به عنوان اثر برجسته شاعر ترک به همسر بوش نشان می‌داد، بیش از هر چیز، شوربختی ما را نشان می‌داد که هویت و تاریخمان را به چپاول نشسته‌اند و ما خم به ابروی مبارک نمی‌آوریم!                                                    

چرا هیچ‌کس برای مولا‌نا که نه برای خودمان مرثیه‌سرایی نمی‌کند؟ چرا هیچ‌کس برای اعتراض به این سرقت فرهنگی تجمعی برپا نمی‌کند؟ چرا این‌قدر بی‌تفاوت شده‌ایم؟ چرا...؟
 

                   


•   • 

پنجشنبه 26 مهر1386

ای با غیرت!

يك مرد عربستاني مي خواهد همسرش را به دليل اينكه به تنهايي به يك برنامه تلويزيوني كه مجري آن مرد بوده را نگاه كرده است، طلاق دهد! به گزارش خبرگزاري فرانسه و به نقل از رسانه هاي سعودي ، اين مرد به يك دادگاه شرع وهابي مراجعه كرده و گفته است به دليل اينكه همسرش به تنهايي يك برنامه تلويزيوني كه مجري آن مرد بوده است را نگاه كرده ، بنابراين مي خواهد اورا طلاق دهد زيرا اين كار همسرش به اين مفهوم است كه با مجري مرد نامحرم تلويزيون در يك اتاق تنها بوده است!
دادگاه شرع وهابي قرار است حكمش را به زودي صادر كند. براساس قوانين وهابيت مردان مي توانند با بهانه يا بدون عذر و دليل همسران خودرا بدون آنكه تحت پيگرد قضايي قرار گيرند ، طلاق دهند. حالا چرا اين مرد سعودي متوسل به چنين بهانه اي شده است ، مشخص نيست.


•  

پنجشنبه 26 مهر1386

جهان 3

جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
ـ پروفسور حسابي ـ

•  

جمعه 20 مهر1386

میشه؟

سلام خانوم٬ ببخشین میشه مخ تونو بزنم؟!


•  

پنجشنبه 12 مهر1386

مرگ

گفتی دنیا با همین حرفهای ساده آغاز می شود

حالا فرض بگیر

آب را می نوشتی بابا،

آن وقت بی گمان

آب را در آغوش می گرفتی و

بابا را می نوشیدی.

و خب اما

تصور اشیایی مجرد

با حروفی محض

نشانه مرگ است...

(این اراجیف چیه من می نویسم آخه!)


•   • 

پنجشنبه 12 مهر1386

تاریخ

دیروز در خبر ها آمده بود

آنها بر می گردند

بله!

در خبرها آمده بود

ما دوباره بر می گردیم

تقصیر کیست که پست مدرن ها

خیلی زود

تاریخ را تمام کرده اند؟!


•  

پنجشنبه 12 مهر1386

بارون که میاد...

در کوچه های خلوت

باران که می بارد

تنها شاعران و دیوانگان

به قدم زدنهای جدی می پردازند...


•  

پنجشنبه 12 مهر1386

مرد تنها!

هیچ وقت زنی را ندیدم که

برای تنهایی یک مرد شعر گفته باشد...


•  

سه شنبه 10 مهر1386

شب قدر

خدا جایگزین تمام داشته ها و نداشته هایم است...


•  

سه شنبه 10 مهر1386

بلوتوث بیچاره!

بلوتوث و موبایل های بلوتوث دار در عربستان٬ به دلیل تناقض با احکام شرع حرام شد. همزمان در بلژیک مردی به سمت همسرش پیاز پرتاب کرد٬ پیاز رفت خورد پشت سر خانوم محترم٬ همین٬ هیچیش هم نشد٬ اما زن از مرد شکاایت کرد و تو دادگاه گفت سرم درد کرده و باید غرامت پرداخت بشه!


•   • 

پنجشنبه 5 مهر1386

سفت نشو، فایده نداره!

حالا که دور و برمان کمی خلوت شده بگذارید اعتراف کنم هیچکس توی بچگی ما پیدا نشد ملتفتمان کند کار نیمه وقت و دوست دختر تمام وقت و تحصیل وقت و بی وقت آدم را اینقدر نرم میکند. حیف آن همه تقلا که برای سفت شدن کردیم
(استامینوفن)


•  

پنجشنبه 5 مهر1386

گردن کج

آدم که همه سوالها را برای جواب نمی پرسد
بعضی را می پرسد برای دیدن گردن کج 
بعضی ها را برای شنیدن "اِوا، ما که همین نیم ساعت پیش.."


•  

پنجشنبه 5 مهر1386

خانه ما همین جاست...

اين روزها كوچه مان بوی تفرقه می دهد...و مردم از هم فرار می كنند!
اين روزها سلام همه دشنام است و احوالپرسی شان ناسزا.
و من همچون هميشه از همه جا بی خبر!
و چه خوب است بی خبری...

•   • 

پنجشنبه 5 مهر1386

ولم کن بابا...

اینکه قبلا دوست دختری داشتم یا نه٬ اینکه دوسش داشتم یا نه٬ اینکه عاشقم بوده یا نه٬ اینکه ازش لب هم گرفتم یا نه٬ اینکه الان واسه چی اینجام٬ اینکه چرا قبض موبایلم زیاد میاد٬ اینکه چرا شب زنگ می زنی busy می زنم٬ اینکه چقدر دوست دارم٬ اینکه آخرش باهات ازدواج می کنم یا نه٬ اینکه چرا سیگار می کشم٬ اینکه چرا هفته پیش ۵ شنبه باهات کوه نیومدم...
می دونی؟ تو خیلی ماهی٬ تو خیلی خوبی٬ تو عزیز دلمی٬ فقط یه اشکال کوچولو داری٬ اونم اینه که زیاد سوال می کنی٬ بابا ولم کن٬ بذار زندگیمو بکنم٬ بذار خوش باشم٬ بذار راحت و بی خیال بگذره این زندگی کوفت زهر ماری...


•