چهارشنبه 27 دی1385
رفت
سر کلاس ادبيات٬ معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن : رفتم ... رفتي ... رفت...
ساکت مي شوم، مي خندم، ولي خنده ام تلخ مي شود. استاد داد مي زند : خوب بعد؟ ادامه بده . و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت. رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شاديم بمرد...شور از دلم ببرد...
چهارشنبه 27 دی1385
20
... و من فارغ التحصیل شدم با نمره ۲۰.
در طول این ۷ سال تحصیل٬ ۱۴۰ واحد لیسانس و ۳۲ واحد ارشد٬ این اولین نمره ۲۰ من بود...
حالا بعد از یه مرخصی یکماهه از کار٬ دوباره میریم سراغ کار. کار یعنی حال٬ یعنی عشق٬ یعنی همه چی...
دوشنبه 25 دی1385
دفاع
سه شنبه
۲۶ دی
ساعت ۳ بعد از ظهر
تو سالن کنفرانس دانشکده مکانیک....
اگه گفتین قراره چه اتفاقی بیفته؟
...
..
.
جلسه دفاعیه کارشناسی ارشدم بر گزار میشه.... و من فارغ التحصیل میشم...
چهارشنبه 20 دی1385
سلام ای کهنه عشق من...
از این آهنگ خیلی خوشم میاد...آهنگشو هم گذاشتم واسه دانلود...(دانلود).
سلام ای کهنه عشق من،که یاد تو چه پابرجاست
سلام بر روی ماه تو، عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی، دعای ترس قلب آهی
شدم خواه عشقت چون مرا اینگونه می خواهی
من آن خاموش خاموشم که با شادی نمی جوشم
ندارم هیچ گناهی، جز که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی، شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی، جز که برمن دل نمی بازی
مرا دیوانه می خواهی، ز خود بیگانه می خواهی
مرا دلباخته چون مجنون، زمن افسانه می خواهی
شدم بیگانه با هستی، ز خود بیخودتر از مستی
نگاهم کن، نگاهم کن، شدم هر آنچه می خواستی
سلام ای کهنه عشق من،که یاد تو چه پابرجاست
سلام بر روی ماه تو، عزیز دل سلام از ماست
بکش دل را،شهامت کن٬ مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق، مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور، نیابی از من عاشق تر
نمی ترسم من از اقرار، گذاشته آب بر سرم دیگر
سلام ای کهنه عشق من،که یاد تو چه پابرجاست
سلام بر روی ماه تو، عزیز دل سلام از ماست...
پنجشنبه 7 دی1385
Acetaminophen
Acetaminophen : يک مثال بزنيد٬ هر چه که باشد٬ برای هر چه دلتان خواست.












